تبليغاتX
کاساندان
ما، من و  بسیاری از دوستداران آزادی و ایران و عدالت و ما مردم ساده، ما مرد نقاش را از خانه بیرون آوردیم و از او خواستیم بیاید و شهرمان را رنگ بزند که از این  همه سیاهی خسته ایم.ما از اهانت و تیرگی،از این بافت آزار دهنده زندگی خسته ایم.سبز می خواهیم تا نفس بکشیم،سرخ میخواهیم تا گرم شویم،زرد می خواهیم تا به آفتاب سلامی دوباره کنیم و آبی آسمان را می خواهیم.

ما نمی خواهیم پیروز بشویم،ما پیروز شده ایم.شهر ها در دست ماست.شهر ها همین حالا هم زیر لایه خوشرنگی از سبز انتضار سر آمدن زمستان را می کشد.حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد،دستانش را سبز کند و دیوار های شهر را رنگ کند. ما شهری پر از شور زندگی و رنگ میخواهیم.

ما این روزها نیازمند شعر و شور و زندگی و فریاد هستیم تا صدای ساعت را بشنویم و آخرین لحظه ها را انتظار بکشیم.تا چند روز دیگر که صدای ایران را بشنویم که نویدی نو میدهد. و چه خنده ها خواهیم زد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 21:42 توسط علیرضا |