تبليغاتX
کاساندان
هستم . خیلی وقته که هستم که فقط باشم .تنبل شدم خیلی وقته نمیدونم چی کار کنم که بشم مثل قبل شاد و سرزنده.

جدیدا کارم شده درس خوندن الکی ،پرسه زدن تو خیابونای قدیمی تهران .کدوم خریو دیدین که تنهایی بعد از دانشگاه از اون سر شهر بره نوفل لوشاتو چرخ بزنه یا پیاده از تجریش بره ولنجک برای یه چایی پای بام تهران بشینه و به هیچ چیز فکر نکنه.

حتی حال نوشتنم ندارم دارم به زور مینویسم.درسام رو هم تلمبار شده ،حال کار کردن ندارم و به هیچ چیزی فکر نمیکنم،فکر میکنم آنفولانزای خوکی گرفتم.

نوشتنم داره میشه عین صادق هدایت پس بیخیال.شاید فقط یکی بتونه حالو خوب کنه.کمکم میکنین؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:23 توسط علیرضا |